دسته: Animation
۲۲ مهر ۱۳۸۹
Mickey Mousing تکنیکی است که عمدتا در انیمیشن و فیلم زنده به کار میرود و عبارت است از همراهی همزمان، آینه ای و یا موازی بازی با موسیقی که فیلم را همراهی میکند. این اصطلاح در دوره های اولیه و میانی تولیدات والت دیزنی باب شد. در این دوران موسیقی ایمیشنهای این کمپانی در همراهی کامل با حالات و احساسات کاراکترهاو بازیهای آنها بود. این تکنیک با استفاده از موسیقی و همراه کردن ریتم حرکات و بازیها با ضربه های موسیقی قدرت بازی را افزایش میدهد.
Mickey Mousing در دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ در فیلمها متناوبا استفاده میشد. استفاده از این تکنیک بار کمیک فیلم و انیمیشن را بالا میبرد.
از انتقادهایی که به این تکنیک شده است میتوان به کپی بودن موسیقی از حرکات اشاره کرد به این معنی که اگر در جایی موسیقی بدون دلیل منطقی حرکتی را همراهی کند نه تنها نقطه قوت به حساب نمی آید بلکه میتواند نقطه ضعف باشد. زیرا حرکت در موسیقی تکرار میشود و گویی دو بار حرکت انجام شد است.
قابل ذکر است که بسیاری از موسیقی هایی برای فیلم ها و انیمیشنها ساخته میشود تا حدی و در قسمتهایی بازیهای را همراهی میکند اما به آن عنوان Mickey Mousing اطلاق نمیشود. Mickey Mousign تنها زمانی وجود خواهد داشت که بازی و موسیقی کاملا همزمان شده باشند. یک نمونه کامل از این تکنیک در انتهای فیلم King Kong ( محصول ۱۹۳۳ ) است. جایی که گوریل عظیم الجثه از ساختمان امپایر استیت بالا میرود و موسیقی چنان تنظیم شده تا با حرکات گوریل هماهنگ باشد.
در غالب انتقاداتی که به موسیقی چنین فیلمهایی میشود، تقلید و هماهنگی موسیقی با حرکات را زشت، تحقیر آمیز و از مد افتاده بر میشمارند در حالیکه حتی امروزه نیز در فیلم های مطرح هالیوود از این تکنیک به نوعی استفاده شده است همچون: The Simpsons: Beetlejuice, Pirates Of The Caribean: Spirit و Total Recall: Gremlins.
در نقطه مقابل Mickey Mousing تکنیک Underscoring نام دارد که عبارت از کامل شدن و ترکیب موسیقی و تصویر با همدیگر برای القای یک حس و یا تم. مثالها عبارتند از: Solaris: Traffic، Gattaca: The Piano، Babel: Brokeback Mountain، American Beauty: Little Children و…. .
علت اینکه Mickey Mousing امروزه دمده شده و غالبا دست انداخته میشود در این است که تکنیک بسیار رویی است. به این معنا که بدون هیچ ظرافتی توجه ما را به آنجایی که باید ببینیم و آنچه باید ببینیم وگریه کنیم یا بخندیم جلب میکند. در حالیکه امروزه موسیقی خوب به موسیقی اطلاق میشود که درآن قطعه موسیقایی با اثر در پس زمینه ترکیب شود و جایی را برای انعکاس یافتن احساسات شخصی باز بگذارد.
اما در هر حال هر دو تکنیک مدافعان خود را دارد و حتی گاهی تکنیک Mickey Mousing همراه با تکنیک Underscoring در یک فیلم به کار برده میشود همچون فیلم Vertigo که موسیقی آن اثر Bernard Herrman میباشد.
در این سایت به ارائه مطالبی در زمینه گرافیک رایانه ای و بازیهای رایانه ای میپردازم. در صفحه آموزشها میتوانید آموزشهای من که عموما در رابطه با نرم افزارهای گرافیکی است را دانلود نمایید. در قسمت گالری نیز میتوانید نمونه کارهایم را ببینید.
از اینکه از وبسایتم بازدید میکنید متشکرم.
هادی قاسم زاده